چقدر زود دیر می شود...

خرید بک لینک
نکته...! پرگارهای خوبی شده ایم، همدیگر رو خوب دور میزنیم...هیچ کودکی نگران وعده بعدی غذایش نیست، زیرا به مهربانی مادرش ایمان دارد.ای کاش من هم مثل او به خدایم ایمان داشتم!اینقدر که سرمون تو موبایل و لب تاپه، اگه تو قرآن بود تا حالا دو دُنگ بهشت مال ما میشد...! + نوشته شده در شنبه ششم مهر ۱۳۹۲ساعت 8:38 توسط محمد اولیائی | چقدر زود دیر می شود......

ما را در سایت چقدر زود دیر می شود... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 173 تاريخ: جمعه 17 آذر 1396 ساعت: 20:06

عالم مجازی هم محضر خداست... عالم مجازی هم محضر خداست.... مراقب دست راستمــــان که کلیک می کند و چشمانمان که نظاره می کند باشیم ” کل اولئـــک کان عنـــه مسئــــولا “ و بدانیم و آگاه باشیـــم که خـــــداوند هم یک کاربـــــر همیشــــه ” آنلاین ” اینجــــاست. + نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 13:18 توسط محمد اولیائی | چقدر زود دیر می شود......

ما را در سایت چقدر زود دیر می شود... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 191 تاريخ: جمعه 17 آذر 1396 ساعت: 20:06

بازگشت پس از انفجار بلاگفا بازگشت پس از انفجار بلاگفا!!!! سلام دوستان پس از منفجر شدن بلاگفا (دوسه ماه تعطیلیش!) و راه اندازی شدن دوبارش بزودی بازم با پست های جدید در خدمت شما هستم. امیدوارم که وبلاگهای شما حذف نشده باشه و شما هم بزودی برگردید. متأسفانه بلاگفا تمام پست ها و لینک ها و نظراتی که از بهمن ماه 92 به بعد داشتم همشون رو حذف کرده. به همین دلیل دوستان اگه لینک من تو وبلاگهاتون حذف نشده خبر بدید و آدرسهاتون رو بذارید تا دوباره تبادل لینک کنیم. + نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۴ساعت 13:10 توسط محمد اولیائی | چقدر زود دیر می شود......

ما را در سایت چقدر زود دیر می شود... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 201 تاريخ: جمعه 17 آذر 1396 ساعت: 20:06

هیچ وقت... همیشه...!! هیچ وقت این دو جمله رو نگو:١)ازت متنفرم ٢)دیگه نمیخوام ببینمت.هیچ وقت با این دو نفر همصحبت نشو:١)از خود متشکر ٢)وراجهیچ وقت دل این دو نفر رو نشکن:١)پدر ٢)مادرهیچ وقت این دو تا کلمه رو نگو:١)نمیتونم ٢)بد شانسمهیچ وقت این دو تا کارو نکن:١)دروغ ٢)غیبت…هیچ وقت این دو تا جمله رو باور نکن :١)آرامش در اعتیاد ٢)امنیت دور از خانههمیشه این دو تا جمله رو به خاطر بسپار:١)آرامش با یاد خدا ٢)دعای پدر و مادرهمیشه دوتا چیز و به یاد بیار:١)دوستای گذشته رو ٢)خاطرات خوبت روهمیشه به این دو نفر گوش کن:١)فرد با تجربه ٢)معلم خوبهمیشه به دو تا چیز دل ببند:١)صداقت ٢)صمیمیت + نوشته شده در چهارشنبه هشتم اردیبهشت ۱۳۹۵ساعت 13:5 توسط محمد اولیائی | چقدر زود دیر می شود......

ما را در سایت چقدر زود دیر می شود... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 171 تاريخ: جمعه 17 آذر 1396 ساعت: 20:06

نماز همه چیز ماست... نماز همه چیز ماست... یکی از اسراء نمازش که تمام شد ، سرباز عراقی صدایش کرد و گفت : - شماها از نماز خواندن خسته نمی شوید ؟ همیشه می بینم چند نفر در حال نماز هستید ، حتی شبها و نیمه شبها ، شما خواب ندارید ؟ آن برادر با آرامش رو به سرباز عراقی کرد و جواب داد : - ما به خاطر همین نماز اینجا اسیر شده ایم . نماز همه چیز ماست . نماز نور چشم ماست. رَملهای تشنه ، ص 84 + نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۵ساعت 18:14 توسط محمد اولیائی | چقدر زود دیر می شود......

ما را در سایت چقدر زود دیر می شود... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 159 تاريخ: جمعه 17 آذر 1396 ساعت: 20:06

عزرائیل... عزرائیل وارد خانه ی چه کسی می شود؟! آیا میدانید بعد از مرگ شخص میت رشد موها تا چندین ماه متوقف نمیشود؟. آیا میدانید بعد از فوت تنها قسمت چپ مغز تا هفت دقیقه زنده میماند و تمام گذشته خود را بصورت یک خواب مرور میکند!…لا حول ولا قوه إلا بالله. ایامیدانید پس ازمرگ تنها عضوی ک تا ۳ روز زنده است گوش هست ب همین علت هنگام مرگ تلقیین خوانده میشود ، سبحان الهآایامیدانیدملک الموت حضرت عزرائیل؛در شبانه روز ۳۶۰بار به تو نگاه میکند؛آیا میدانید که حضرت عزرائیل روزی ۵ بار وارد خانه شما میشود و به دیوار تکیه میدهد؟؟و منتظر امر خداوند است برای قبض روحت؛ پس سعی کن هنگامی که تو را تحت نظر دارد مرتکب معصیت نشوی؛در غیر این صورت چگونه با خداوند متعال تقابل خواهی کرد! پس در نتیجه ما باید همیشه در حال مراقبه و محاسبه باشیم. + نوشته شده در یکشنبه بیستم تیر ۱۳۹۵ساعت 13:43 توسط محمد اولیائی | چقدر زود دیر می شود......

ما را در سایت چقدر زود دیر می شود... دنبال می‌کنید

برچسب: عزرائیل, نویسنده: بازدید: 161 تاريخ: جمعه 17 آذر 1396 ساعت: 20:06

من خدای بزرگی دارم هر وقت به مشکلی برخورد کردی، نگو چه مشکل بزرگی دارم... به مشکل بگو: من خدای بزرگی دارم... + نوشته شده در سه شنبه یازدهم آبان ۱۳۹۵ساعت 10:56 توسط محمد اولیائی | چقدر زود دیر می شود......

ما را در سایت چقدر زود دیر می شود... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 156 تاريخ: جمعه 17 آذر 1396 ساعت: 20:06

چقدر زود دیر می شود... چقدر زود دیر می شود... پیرمرد نارنجی پوش در حالی که کودکرا در آغوش داشت با سرعت وارد بیمارستانشد و به پرستار گفت:خواهش می کنم به داد این بچه برسید . ماشین بهش زد و فرار کرد. پرستار:این بچه نیاز به عمل داره باید پولشوپرداخت کنید.پیرمرد:اما من پولی ندارم پدر و مادر این بچه روهم نمی شناسم.خواهش می کنم عملش کنید ، من پول رو تا شب براتون میارم...پرستار:با دکتری که قراره بچه رو عمل کنهصحبت کنید.اما دکتر بدون اینکه نگاهی به کودک بیندازدگفت:این قانون بیمارستانه.باید پول قبل از عملپرداخت بشه.صبح روز بعد......دکتر بر سر مزار دختر کوچکش اشک می ریخت.و چقدر زود دیر می شود. + نوشته شده در جمعه هفدهم آذر ۱۳۹۶ساعت 17:17 توسط محمد اولیائی | چقدر زود دیر می شود......

ما را در سایت چقدر زود دیر می شود... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 179 تاريخ: جمعه 17 آذر 1396 ساعت: 20:06

صفحه بندی